جماديالاول 1260: ادعاي «بابيت» توسط ميرزا علي محمد شيرازي «باب» در شيراز.
1261: ذكر عبارت «اشهد انّ علياً قبل نبيل باب بقيه` الله» در اذان نماز جمعه در شيراز به دستور باب، و واكنش تند مردم نسبت به آن، و اقدام حاكم فارس به توقيف و تنبيه باب، و تكذيب باب ادعاهايش را در مسجد وكيل نزد علما و مردم.
رمضان 1262: فرار باب به اصفهان و پذيرايي حاكم ارمني شهر (معتمدالدوله) از او.
شعبان 1263: حبس باب در زندان ماكو، و نگارش كتاب «بيان» توسط وي.
جماديالاول 1264: انتقال باب به زندان چهريق، و احضار وي به تبريز جهت مناظرهِ علما با او، و شكست باب در مناظره، و چوبكاري و توبهاش از ادعاها.
1264: تجمع بابيان در بدشت شاهرود، و حضور قرهالعين (بيحجاب و اراسته) بين آنها، و اعلام الغاء دين اسلام (با پشتيباني حسينعلي بهاء)، و حملهِ مردم به بابيان با پخش خبر روابط نامشروع قره`العين با بهاء و...
1265: وصايت يحيي صبح ازل (برادر بهاء) توسط باب.
1265-1266: آشوب خونين بابيان در نقاط مختلف ايران و سركوبي آن توسط اميركبير.
شعبان 1266: اعدام باب در تبريز به حكم امير، و قدام همو به تبعيد بهاء به عراق (پس از كشف توطئهِ بابيان براي ترور ربيعالاول 1268: قتل امير (با توطئهِ عمال استبداد و استعمار) و صدارت ميرزا آقا خان نوري «(تحتالحمايهِ انگليس» و دوست بهاء)، و بازگشت بهاء (در رجب 1268) از عراق به دعوت نوري.
شوال 1268: ترور نافرجام ناصرالدين شاه توسط بابيان، و دستگيري سران آنها (از جمله: بهاء) به اتهام همدستي با ضاربين، و قتل محبوسين و آزادي بهاء از زندان (با فشار سفير روس در ايران: پرنس دالگوروكي) و تبعيد وي ـ تحت الحفظ غلامان سفارت ـ به عراق.
ذيقعدهِ 1279: تبعيد بهاء توسط عثماني از بغداد به اسلامبول (در اثر فشار دولت ايران).
رجب 1280: تبعيد بهاء و صبح ازل به ادرنه، و ادعاي رسمي بهاء (3 سال بعد) مبني بر اينكه او همان موعود باب در بيان (من يظهره الله) است، و تشديد نزاع بين او و برادر بر سر رياست بابيان، و تجزيهِ بابيه به دو گروه «ازلي» و «بهائي» ، و اقدام طرفين به توهين و ترور و افشاي اسرار يكديگر.
ربيعالثاني 1285: تبعيد بهاء و ازل به عكاء و قبرس.
1286: نگارش «اقدس» (كتاب مقدس بهائيان) توسط بهاء.
1309: مرگ بهاء، و نزاع و دستهبندي شديد و ديرپاي پسرانش (محمد علي و عباس افندي) بر سر رياست بهائيان.
1327: سرنگوني عبدالحميد ثاني (سطان ضدّ صهيونيست عثماني به دست ژون تركها) و آزادي فعاليت عباس افندي.
1329: سفر عباس افندي به اروپا و امريكا، و نشان دادن چراغ سبز به سرمايهداري غرب.
1332 (1914م): جنگ جهاني اول، و كمك عباس افندي و نزديكانش به ارتش بريتانيا در جنگ با عثماني.
ذيقعدهِ 1336: و با كمك لژيون صهيونيسم.
محرم 1337: ثناگويي عباس افندي از «عدالت و سياست» انگليس (در لوح باقروف) پس از اشغال فلسطين توسط ارتش بريتانيا.
شعبان 1338: اعطاء لقب و نشان توسط دربار لندن به عباس افندي به پاس خدمت به امپراتوري.
ربيعالاول 1340: مرگ عباس افندي، و شركت مقامات عالي انگليس در تشييع جنازهِ او و حمايت آنان از نوه و جانشينش: شوقي، در برابر رقبا.
1327ش: تاءسيس رژيم اشغالگر فلسلطين و حمايت شوقي از آن.
1336ش: مرگ و دفن شوقي در لندن، و آغاز دستهبنديهاي جديد و شديد.
1342ش: تشكيل اولين بيت العدل اعظم در فلسطين اشغالي.
توضيح: تاريخها ـ جز آنچه استثنا شده ـ به قمري است.